-وَسَأَلْتُ جَبْرَئيلَ أَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ إِليْكُمْ - أَيُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَيَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظيمٌ.

-و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمى پرهيزگاران و فزونى منافقان و دسيسه‏ى ملامت‏گران و مكر مسخره‏كنندگان اسلام را مى‏دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى‏گويند كه در دل‏هايشان نيست و آن را اندك و آسان مى‏شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»

در باب ماه ربیع الاول

 مراقبات ماه ربیع الاول

نعمت میلاد پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم )

این ماه همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ بجهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است زیرا برترى این رحمت بر سایر رحمتهاى الهى مانند برترى رسول خدا بر سایر مخلوقات است . و همانطور که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخششها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است این روز را بگونه اى وصف ناپذیر برتر از هر وقت و روز دیگرى بداند. چون در مثل چنین روزى سرچشمه فضایل و برتریها بر این امت فرود آمد؛ تمام برکتهاى نبوت و امامت و کتاب و شریعت فقط با وجود رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آشکار شد که ابتداى آن در این روز مبارک بود. و زمانى که با عقل و شرع برترى این روز ثابت شد، بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزارى این نعمت بزرگ کوشش و سعى کند که این رحمت وسیع را توسعه داده و این روز را بزرگترین عید خود بداند؛ با طاعات تام و تمام به خداوند نزدیک شده و با توسلات کامل به رسول خدا توسل پیدا کند.

از مراقبات این روز، این است که تمام ماه را در این روز با تلاشهاى نیکو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد این نعمت بزرگ مناجات نماید.

و بدان اگر تو عبادت انس و جن را انجام داده و اخلاص پیامبران را داشته باشى باز هم نمى توانى واقعا شکر این نعمت را بجا آورى . البته نه باین جهت که این اعمال نیز از نعمتهاى اوست و شکر دیگرى را واجب مى کند. بلکه بخاطر بزرگى نعمت ، کسى توان شکر آن را ندارد.

پس بحکم عقل واجب است بعد از درک ناتوانى ، باندازه توان شکر آن را بجا آورى و خداوند نیز شکر خالصانه تو را با فضل خود مى پذیرد که خداوند با تشکر زیاد عمل کم را قبول مى کند.

ولى مهم ، داشتن حالت قلبى مناسب در این عید بزرگ و شرمسار بودن از عجز و کوتاهى است ؛ و نیز انجام اعمالى که انسان را از غفلت و تلف کردن وقت خارج نماید؛ نیز تلاش زیاد براى بدست آوردن صدق اخلاص همراه با شرمسارى ؛ و مهم دانستن این روز بمقدار اهمیت واقعى آن ؛ گرچه در بجا آوردن حق شکر آن ناتوان بوده یا کوتاهى کرده باشى .

خلاصه ، بنده باید تمام توان خود را در انجام عبادات قلبى از قبیل شناخت ، یادآورى ، شکر و… بکار گیرد. زیرا شرع گرچه در عبادات بدنى خواهان میانه روى بوده نه زحمت زیاد، ولى در عبادتهاى قلبى مثل شناخت ، ذکر و شکر و لطیف نمودن قلب با شناخت و صفات پسندیده اى که در پى آن مى آید، بکار بردن تمام توان را مى طلبد. تا به جایى برسد که امام صادق درباره عارف مى فرمایند: «اگر دل او بمقدار یک چشم بهم زدن خدا را فراموش نماید از شوق او مى میرد و هنگامى که پرده هاى اوهام و حجابهاى تاریکى از جلو او برداشته شده و نورهاى زیبایى صفات و نشانه هاى عظمت و بزرگى خداوند در قلب او جلوه گر شود و نور بسیار درخشانى را ببیند، ممکن نیست اشتباه یا غفلت نماید؛ و حالات قلب او با جلوه گریهاى مخصوص صفات جمال و جلال خداوند دگرگون مى شود. و خداوند بزرگ عهده دار ریاضت دل او با ترس ‍ و امیدوارى از این راه مى شود تا زمانى که او را در جایگاه راستى و در پناه خود وارد کند و او را در بهشت بهتر، بهشت نور همراه با پیامبران و شهدا و نیکوکاران سکونت دهد.»

 مهمترین اعمال این ماه

دعاى اول ماه و توسل

از مهمترین اعمال این ماه ، دعا کردن در اول این ماه با دعاهایى که روایت شده است ، مى باشد؛ و نیز دعاهایى که براى ورود به این منزل از منازل سفر به سوى پروردگار مناسب بوده و دعاهایى که حال او اقتضا مى کند. در پى آن ، براى پیدا کردن حال مناسب در تمام ماه و روزهاى مخصوص ‍ آن به نگهبان آن روز که از ائمه مى باشد، توسل جسته و شفاعت ، دعا و درخواست توفیق آنان از خدا براى خود را بخواهد.

روز هشتم

روایت شده وفات امام حسن عسکرى در این روز است . پس مراقب واجب است در این روز اندوهگین باشد بخصوص با در نظر گرفتن این مطلب که صاحب مصیبت حجت عصر و امام زمانش – جان جهانیان فداى او، و رحمت خدا بر او و بر پدرانش باد – مى باشد باید آن امام (علیه السلام ) را با هر زیارتى که به ذهنش مى رسد زیارت نموده و به امام زمان (علیه السلام ) تسلیت بگوید. سپس از خداوند بخاطر جانشینى امام زمان (علیه السلام ) تشکر نموده و بخاطر غیبت و دسترسى نداشتن به آن حضرت متاءثر شده و زمان ظهور و فوائد نورهاى او و خیر و برکت آن را در ذهن مجسم نماید.

روز نهم

در روایت گرانقدرى آمده است که این روز، روز نابودى دشمن خدا بوده و این روز و خوشحالى در آن فضیلت داشته و روز شادى پیروان آل محمد – رحمت خدا بر جمیع آنان باد – مى باشد. و در میان شیعیان نیز این روز به همین مطلب مشهور شده است . البته سایر روایات این روایت را تایید نمى کند، ولى ممکن است بخاطر تقیه وقت را تغییر داده باشند. و با وجود این احتمال ، دور نیست این دو وقت بگونه اى با هم منطبق باشند.

بهر صورت سزاوار است دوستان آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) شادى خود را در این روز بخاطر نابودى دشمن خدا آشکار کنند؛ اگر چه فقط به خاطر عمل به این روایت باشد و به نابودى او در این روز یقین نداشته باشند.

ولى با توجه به این که شادى براى از بین رفتن دشمنان فقط برازنده دوستان و علاقمندان است . بنابراین کسى که کارهاى او با دوستى و علاقه با اهل بیت سازگارى ندارد، سزاوار است بهمراه شادى نمودن ، بخاطر کوتاهى در انجام آداب و رسوم دوستى شرمگین باشد؛ و دست کم در شادى براى نابودى دشمن خدا و دشمن دوستان او کارهاى حرام را انجام نداده و شبیه دشمنان خدا نشود. زیرا مخالفت ضد دوست داشتن است و این مخالفت با خدا و این ضدیت آشکار، برخلاف شادى بر نابودى دشمن مولى است .

روز دهم

روز ازدواج پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با حضرت خدیجه (علیه السلام ) مى باشد و بر شیعیان لازم است بخاطر تاءثیر این ازدواج مبارک و فرخنده در خوبیها و سعادتها و انتشار نورهاى درخشان و پاک آنرا بزرگ بدارند.

روز هفدهم

به گوشه اى از فضایل این روز اشاره کردیم ولى بد نیست باز هم به طور اختصار به بعضى از مطالب گذشته اشاره نمائیم : هیچکدام از شیعیان بلکه بیشتر پیامبران (علیهم السلام ) و دوستان خدا نمى توانند حقیقت فضیلتهاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بفهمند. روایات زیادى بدین مضمون وارد شده است که هر پیامبرى توانایى رسیدن به برخى مقامهاى اهل بیت والا مقام آن حضرت (علیه السلام ) را ندارد مگر اینکه رسول باشد چه رسد به فضایل خود آن حضرت . و چگونه مى توانند مانند او باشند و حال آنکه او برترین آفریده شدگان و نزدیکترین آنها به خداوند و علت ایجاد پیامبران ، رسولان ، فرشتگان نزدیک به خدا و تمام جهانیان و سرور مردمان و دانشمندترین آنان است . اوست عقل اول ، نور اول ، خلق اول ، اسم اعظم ، حجاب اقرب ، طرف ممکن و واسطه فیض خداوند به تمام جهانیان .

و هنگامى که فرض شود او علت ایجاد دنیا و علت جارى شدن نعمتهاى خداست ، نمى توان گفت کسى بتواند به حقیقت صفات و فضایل او آن چنان که هست پى برد. همه هدایتها از او بوده و او آموزگار فرشتگان و برانگیخته شده بر روحهاى پیامبران (صلى الله علیه و آله و سلم ) و کسى است که در کتاب خداوند از او به صاحب اخلاق بزرگ تعبیر شده است . خانواده و دوازده جانشین او برترین همه آفریده شدگان هستند. اولین آنان امیرالمؤ منین (علیه السلام ) است که که بطور پنهانى با تمام پیامبران (علیهم السلام ) بوده و آنان را یارى مى کرده و بطور آشکار با رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) بوده است ؛ و آخرین آنها مهدى (عج ) است که خداوند وعده داده اهل حق از اولین تا آخرین آنها را با او یارى کرده ، با او یکتا پرستى را در زمین تکمیل کند و دین خود را در سراسر زمین بگستراند بطورى که دینى غیر از دین خدا در روى زمین نباشد.

و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) گشاینده و پایان دهنده است . کسى است که پیامبران (علیهم السلام ) و کتابهاى آسمانى به پیامبرى او مژده داده اند. کتاب او گواه بر تمام کتب و جانشین او سرور جانشینان و امت او برترین امتها و شریعت او کاملترین شرایع و مذهب او بهترین مذاهب است . او صاحب حوض و لواء حمد و صاحب وسیله و بزرگترین شفاعت است . کسى است که این آیه درباره او نازل شده است : «و بزودى خداوند آنقدر به تو عطا خواهد نمود که راضى شوى .» و کسى است که براى برترى دادن او و جانشینانش بر غیر آنها، از پیامبران پیمان گرفته شده . و کسى است که مبتلایان به بلاها، مسلمان و غیر مسلمان با توسل به او و خاندان او نجات مى یابند. و اوست رحمتى براى جهانیان و محبوب پروردگار جهانیان و هیچ فضیلتى به آن نمى رسد و آن مادر فضایل است .

نامهاى آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) نزد خداوند، در کتابهاى پیامبران و بر زبان اولیاى او عبارتند از: محمد، احمد، الماحى ، العاقب ، الحاشر، رسول رحمت ، رسول توبه ، رسول امم ، المقتفى ، القثم ، شاهد بر انبیا و امم ، بشیر، نذیر، سراج منیر، ضحوک ، قتال ، متوکل ، فاتح ، امین ، خاتم ، مصطفى ، رسول و پیامبر امى ، حاد، مزمل ، مدثر، کریم ، نور، عبد، رؤ وف ، رحیم ، طه ، یس ، منذر، مذکر.

در کتابهاى اخبار آمده است : نام او نزد بهشتیان ، عبدالکریم ، نزد اهل آتش ‍ عبدالجبار، نزد اهل عرش عبدالحمید، نزد سایر ملائکه ، عبدالحمید، نزد سایر پیامبران عبدالوهاب ، نزد شیاطین عبدالقهار، نزد جن عبدالرحیم ، در کوهها عبدالخالق ، در خشکى عبدالقادر، در دریا عبدالمهیمن ، نزد ماهیها عبدالقدوس ، نزد حیوانات سمى عبدالغائب ، نزد حیوانات وحشى عبدالرزاق ، نزد درندگان عبدالسلام ، نزد بهایم عبدالمؤ من ، نزد پرندگان عبدالغفار، در تورات مود مود، در انجیل طاب طاب ، در صحف عاقب ، در زبور فاروق ، نزد خدا طه و یسین و نزد مؤ منین محمد و کنیه او ابوالقاسم و جبرئیل با کنیه ابى ابراهیم به او سلام کرد.

پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرموده اند: ((من اول و آخر هستم ». و در بعضى روایتهاى معتبر آمده است که : «منظور از تمام سوگندهایى که خداوند بزرگ در کتاب خود یاد کرده حضرتش ‍ مى باشند.» بد نیست روایتى نیز از طریق اهل سنت درباره فضیلت او و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نقل نمایم . زیرا بهترین گواه بر فضایل على (علیه السلام ) روایاتى است که سنیها در این مورد نقل مى کنند. احمد حنبل در کتاب مسند خود و ابن ابى لیلى در کتاب فردوس و منهج التحقیق از ابن خالویه روایت نموده اند که او راویان حدیث را شمرد تا به جابر بن عبدالله انصارى رسید و آنگاه از او نقل کرد که : «از رسول خدا شنیدم که فرمودند: خداوند، من ، على ، فاطمه ، حسن و حسین را از یک نور آفرید سپس این نور را فشارى داده و شیعیان ما از این نور خارج شدند. پس از آن ما خدا را ستایش نمودیم . آنان نیز خدا را ستایش نمودند؛ ما خدا را منزه دانستیم آنان نیز خدا را منزه دانستند، ما لا اله الا الله گفتیم ، آنان نیز لا اله الا الله گفتند؛ خداوند را تمجید نمودیم شیعیان ما نیز او را تمجید کردند. خداوند را یگانه دانستیم شیعیان ما نیز چنین کردند. سپس ‍ خداوند آسمانها و زمین و فرشتگان را آفرید که تا صد سال تسبیح و تقدیس را نمى شناختند ما تسبیح گفتیم بدنبال ما شیعیان ما تسبیح گفتند و سپس ملائکه تسبیح گفتند و همچنین در مورد غیر تسبیح … این روایت تصریح مى کند که پیامبر و آل او (علیهم السلام ) تسبیح ، تهلیل و تکبیر را به شیعیان خود یاد داده و شیعیان آنها نیز به ملائکه آموختند بهمین جهت شیعیان آنها از ملائکه برتر مى باشند.

این فضایل را با استفاده از آیات و روایات اثبات کردیم . ولى از راه تاءمل و اندیشه خود و بدون کمک گرفتن از شرع نیز مى توانیم فضایل او را اثبات نماییم : ما مى بینیم که در چند سال کم در حالى که مشغله هاى فراوانى داشت و مشغول جهاد بود – علومى از جانب او گسترش پیدا نمود که حتى کمتر از یک صدم آن علوم نیز از جانب همه انبیاء گسترش پیدا ننمود. این علوم در زمینه تربیت روح ، قلب و جسم و سایر رشته هاى علم و حکمت بود. و نیز نامهاى خداوند متعال و صفات و نعمتهاى باطنى او و فضایل انبیاء را براى مردم بیان نمود. و امثال این کارهاى خارق العاده ، قویترین معجزات براى اثبات پیامبرى و نبوت بوده و این معجزات محکمتر از شکافتن ماه مى باشد. باین جهت که فقط تعداد انگشت شمارى فرق سحر و معجزه را مى دانند و ممکن است بگویند شکافتن ماه سحر است نه معجزه ؛ ولى معجزاتى که ما گفتیم شباهتى به سحر، شعبده و غیره ندارد.

و انسان خود مى تواند از این خلاصه اى که گفتیم تفصیل این مطالب را بفهمد و از این راه گوشه اى از شرافت پیامبر خود را دریابد و آنگاه فضیلت این روز را درک نموده و بگونه اى به پیشواز آن رود که شایسته آن است . و علاوه بر درک فضیلت این روز مقدار منت خداوند را بخاطر این میلاد مبارک فهمیده و دل و عقل او آنگونه که شایسته است از این منت تاءثیر مى پذیرد. و سپس باید آثار این تاءثیر را در اعمال و حرکات خود آشکار نماید و نباید بگذارد عمل او قلبش را تکذیب کند. زیرا عمل فقط از صفات قلب سرچشمه گرفته و هیچ عملى از این قاعده مستثنى نیست .

اعمال این روز

۱-از مهمترین اعمال در این روز اولا توسل به حامیان معصوم آن روز و سپردن عقل و قلب و تمامى وجود خود بوسیله آنان به خداوند متعال است ، با این هدف که توفیق در بهره مندى از این روز نصیب او گردد. و اگر انسان در توکل و تسلیم خود راستگو باشد قطعا توفیق الهى را خواهد یافت . زیارت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بطور مفصل و زیارت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در کتاب اقبال روایت شده است .

۲-نیز از کارهاى مهم روزه داشتن این روز بخاطر شکرگزارى و بجا آوردن دو رکعت نماز مى باشد که در هر رکعت آن یک بار سوره «فاتحه » و ده بار سوره «قدر» و ده بار سوره «اخلاص » مى خواند.

سپس در مکان نماز خود نشسته و دعایى که روایت شده مى خواند.

حقیقت عید و آداب آن

۳-از کارهاى مهم در این روز رعایت آداب عید میلاد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اظهار مراسم شرعى عیدهاى بزرگ است تا دیگران این روز را به عنوان عید بشناسند. و نیز باید دیگران را با عمل خود به چیزهایى که موافق با حقیقت عید است عادت دهیم همانگونه که شرع از ما خواسته نه آنگونه که مخالف شرع است . زیرا عده اى نادان در این روز به لهو و لعب و حتى به کارهاى حرام مى پردازند.

خداوند هنگام عید به همه نیکوکاران و بدکاران بار عام مى دهد تا در پیشگاه او حضور یافته ، اظهار خضوع و خشوع نموده و مراسم بندگى را بجا آورند؛ و آمرزش گناهان ، جوائز و نامه هاى سلطنت و پادشاهى بگیرند. بنابراین باید با تمام توان خود را براى حضور در چنین مجلسى آراسته و آماده نمود. و چون هر مجلسى لباس مخصوص و آرایش ‍ متناسب با خود دارد، باید خود را مانند اهل آن مجلس آماده و آراسته نماییم . لباس اهل این مجلس ، تقوى ، تاجشان معارف الهى و نظافت آنان پاکیزگى قلب از بیاد غیر خدا بودن و عطرشان ذکر خدا و صلوات بر رسول خدا و آل پاک او مى باشد.

مبادا در مجلس پاکیزگان وارد شوى و قلب تو آلوده به یاد دنیا و بدنت برهنه از لباس تقوى و سرت بدون عمامه مراقبت باشد و از تو بوى بد آلودگیهاى دوستى دنیا استشمام شود؛ اعمال بدت باعث فاسد شدن اخلاقت شده ، سرت خالى از عقل معرفت ، قلبت خالى از ایمان و چشمت به خاطر نگاه به حرامهاى الهى دردمند، زبانت از گفتن در رضاى خدا لال ، گوش تو از شنیدن ذکر خدا کر، دست تو بخاطر بخل از جود و سخاوت و انفاق در راه خدا، بسته و از جهاد در راه خدا باز مانده ، شکمت از مال حرام و چیزهایى که خدا حرام نموده پر، فرج تو… و پاى تو از برآوردن نیازهاى دوستان خدا و رفتن به خانه هاى خدا لنگ باشد. زیرا اگر در مجالس پاکان حاضر شوى ، بخاطر پلیدى لباس اراذل و زشتى این آفات و بدحالى رسوا خواهى شد. پس بخاطر وجود شریف و عزیز خود اندکى تاءمل کرده و به خود خطاب کن : اى فقیر! چرا با غفلتها و کوچک شمردن شعائر و حرمتهاى الهى و بخاطر بیحالى و کوتاهى در میدان مسابقه تحصیل کمالات از همانندهاى خود عقب مى افتى ؟

از امام حسن مجتبى (علیه السلام ) روایت شده است «در روز عید فطر به عده اى که مى خندیدند و بازى مى کردند نظر نمود، سپس به همراهان خود فرمود: خداوند عزوجل ماه رمضان را براى تمرین مسابقه خلق خود قرار داد که در آن با اطاعت و کسب خشنودى او با هم مسابقه بدهند. عده اى پیشى گرفته و رستگار شدند و عده اى عقب مانده و بدبخت شدند. شگفتا در روزى که نیکوکاران پاداش دیده و کوتاهى کنندگان زیان مى بینند، عده اى مشغول خنده و بازى هستند. بخدا سوگند اگر پرده ها فرو افتد، نیکوکار مى اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام ندادم و بدکار مى گوید چرا بد میکردم ! و در روایت دیگرى در دنباله این روایت آمده است : «از شانه کردن مو و صاف کردن لباس باز مى مانند» سایر آداب عید در دو عید دیگر خواهد آمد.

۴-و از مهمترین اعمال مهم این است که روز خود را با سلام به حامیان و نگهبانان روز به پایان رسانده و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نماید. و اگر آن روز در نگهبانى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نباشد، باز هم اعمال خود را به آن حضرت تسلیم نماید. زیرا او بر جانشینان معصوم خود مقدم است ؛ ولى همراه با شرمسارى و خجالت از کوتاهى در اداى حق شکر نعمت و همراه با لطیف نمودن گفتار و الفاظ تضرع و ابتهال . زیرا این کار اثر زیادى در رسیدن اعمال به آن حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) و نازل شدن خیر از معدن فضل خداوند دارد. سپس به نگهبان آن روز براى شفاعت خود به درگاه آن عزیز توجه کرده و از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) درخواست نما که اعمال تو را به درگاه مقدس حضرت حق عرضه نموده و از خداوند بخواهد گناهان تو را بخشیده ، آنها را تبدیل به چند برابر خوبى نموده و آنگاه با رضایت از تو اعمالت را بپذیرد؛ که خداى متعال هر چه بخواهد مى تواند انجام بدهد و دیگران نمى توانند. نیز از او بخواه در آینده توفیقات تو را براى کوشش در خدمت به خداى بزرگ و وفادارى به رسول والا مقام و آل بلند مرتبه او زیاد نماید. زیرا بحکم عقل وفاى به سادات و محبوبان خدا حقوق بزرگى را بر ما واجب مى نماید و اگر بخواهیم به بزرگان خود و محبوبان خدا در زمان غیبت آنان وفادار بمانیم ، باید حقوق زیادى را ادا نماییم .

 

برگرفته از کتاب المراقبات ( تالیف حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی (ره))


نوشته شده در تاریخ ۲۳ دی ۱۳۹۱ - ساعت ۳:۰۱ ب.ظ