-وَكُلُّ ذالِكَ لايَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - فى حَقِّ عَلِىٍّ - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

-با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اين‏كه آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين خواند: «اى پيامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده - در حق على - ابلاغ كن وگرنه كار رسالتش را انجام نداده‏اى. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

آیات البرائة

مقدمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الحَْمْدُ للَّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنهْتَدِى لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ و الشکر لله الّذی نوّر قلوبنا بنور محبّة امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین من ولده عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ رَرَقَنَا البَرائَةَ مِن اَعدائِهِم وَ اللّعنُ عَلی اَعدائِهِم وَ ظالِمیهِم اِلی یَونِ الدَّین.

چون با توفیقات الهی و عنایات محمد و آل محمدع کتاب آیات الولایـۀ (تفسیر و تأویل و معنی باطنی حدود هزار آیه دربارهی ولایت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین؛ و عظمت مقام و منزلت و فضیلت ایشان بود) به اتمام رسید، نظر به اینکه دین مقدس اسلام که خداوند آن را پسندیده است، و حکم فرموده که آن دین تا روز قیامت بماند به ولایت و امامت و خلافت حضرت علی بن ابیطالب و ائمه معصومین؛ بستگی دارد و بدون امامت و وصایت و خلافت آنها نعمت دین کامل نیست، و مورد رضایت پروردگار نمیباشد.

و از طرفی اعتقاد به امامت و ولایت و خلافت امیرالمؤمنین و ائمه؛ و محبت به آنها طبق آیات قرآن و احادیث صادرهی از محمد و آل محمدع بدون بیزاری و برائت و لعن بر ظالمین و مخالفین آنان تمام و درست نیست و اعتقاد و محبت بیموردی است چنان که می‎فرمایند:

و بغــض الّذی عاداه شرط لحبّه    کما الطّهر شرط فی صلوۀ الفریضـۀ

دشمنی و عداوت با دشمنان علی؛ شرط محبّت به آن حضرت است همچنان که طهارت برای نماز شرط واجب است. به همین جهت به توفیق و عنایات خداوند متعال و توجه خاصه محمد و آل محمدع بعد از نوشتن کتاب آیاتالولایه موفق شدم که کتاب آیاتالبرائه را طبق آیات قرآن مجید که معنای باطنی و تأویل آن آیات مطابق تفسیر و تأویل حضرات ائمه معصومین؛ که اهل ذکر و اهل قرآن هستند و خداوند امر کرده که قرآن را از اهلش سؤال کنید. (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)[۱]

از اهل ذکر سؤال کنید اگر شما نمیدانید.

و طبق تفسیرهای مشهور و معتبر و منابع مهم با ذکر نام و نشان کامل و شماره احادیث، بنویسیم. و از باب مقدمه عرض میکنم: اینکه گفته شد محبت و ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب؛ و ائمه معصومین؛ بدون لعنت و بیزاری از دشمنان و ظالمین آنها تمام نیست، به دلیل این است که قرآن مجید ـ یعنی بزرگترین سند و معتبرترین دلیل قطعی ـ خداوند بزرگ در آن کتاب عزیز هم صلوات و رحمت و درود بر محّمد و آل محمدع فرستاده: (أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ)[۲]

بر آنان از سوی خداوند صلوات و رحمت است و آنان همان هدایتشدگان هستند.

و هم بر آل محّمد سلام فرستاده است: (سَلامٌ عَلَى إِلْ یَاسِینَ)[۳]

چنانکه از حضرت امیرالمؤمنین و حضرت صادق و حضرت رضا؛ روایت شده که فرمودند: آلیس یعنی آل محمدع و یس اسم محمدع است، از ابن عباس نیز این مطلب روایت شده، و جمعی از قاریان بزرگ به همین طریق قرائت کردهاند.[۴]

همچنین دشمنان و قاتلین و ظالمین ایشان را در چند آیه مورد لعنت خود قرار داده است:

۱) (وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا)[۵]

و هر کس که مؤمنی را از روی عمد بکشد جزای او جهنم است که دایم در آن بماند و خداوند بر او غضب می‎کند و او را لعنت می‎فرماید و برای او جهنم و عذاب بزرگی را آماده نموده است. [۶]

۲) و نیز فرموده است: (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلا طُغْیَانًا کَبِیرًا)[۷]

شجرهای که در قرآن لعنت شده است ]که خداوند بر آن شجره ـ یعنی سلسله و دودمان بنیامیه لعن کرده است[ و ما آنها را میترسانیم ]و هشدار میدهیم[ امّا جز طغیان و سرکشی آنان را نیفزاید.[۸]

حضرت باقر و حضرت صادق؛ فرمودند: شجرهی ملعونه در قرآن: بنیامیّه هستند.[۹]

۳) و در آیه‎ی دیگر فرموده است: (إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ لَعَنهُمُ اللَّهُ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَاباً مُّهِیناً)[۱۰]

البته کسانی که خدا و رسول او را آزار می‎دهند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده و بر ایشان عذابی خوارکننده آماده نموده است.[۱۱]

به تناسب همین آیه حدیثی از زید بن علی بن الحسین؛ نقل شده که زید در موقع نقل حدیث موی خود را به دست گرفته بود و گفت پدرم علی بن الحسین؛ فرمود در حالی که آن حضرت موی خود را بدست گرفته بود که پدرم حسین بن علی؛ فرمود در حالی که آن حضرت هم موی خود را به دست گرفته بود که فرمود پدرم علی بن ابی‎طالب؛ فرمودند در حالی که موی خود را به دست گرفته بودند که رسول خداع فرمودند در حالی که آن حضرت هم موی خود را به دست گرفته بودند: یا علی هر کس مویی از موهای تو را آزار دهد البته مرا آزار کرده و کسی که مرا آزار کند البته خدای را آزار کرده و کسی که خدای را آزار کند لعنت خدا بر اوست. [۱۲]

۴) و نیز فرموده: (فَهَلْ عَسیْتُمْ إِن تَوَلَّیْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فى الأَرْضِ وَ تُقَطعُوا أَرْحَامَکُمْ* أُولَئک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصرَهُمْ) [۱۳]

پس آیا جز این انتظار دارید که هرگاه به حکومت برسید در زمین فساد کنید و قطع پیوند خویشاوندی کنید؟ این گروه را خداوند لعنت کرده و آنها را کر و چشمانشان را کور ساخته است.[۱۴]

سند و شاهد دیگر نسبت به محبّت محمد و آل محمدع و لعنت و بیزاری از دشمنان و ظالمین آنها: زیارت ائمه معصومین؛ است که چند نمونه را در اینجا می‎آورم:

۱) در زیارت جامعه‎ی صغیره ـ که مرحوم محدّث قمی (قدس سره) در کتاب مفاتیح‎الجنان آن را زیارت سوم جامعه قرار داده، و در سایر کتب معتبره نیز نقل شده است ـ بعد از سلام و درود بر محمّد و آل محمّدع ، در آخر زیارت آمده است:

(بَرِئْتُ مِنَ الّْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ اللَّاتِ وَ الْعُزَّی… آنگاه می‏فرماید: وَ لَعَنَ اللهُ ظَالِِمِیکُمْ وَ غَاصِبِیبکُمْ وَ لَعَنَ اللهُِ أَشْیَعَهُمْ وَِ أَتّبَاعَهُمْ و أَهْلَ مَدِْهَبِهِمْ وَ أَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ..)

بیزارم از جبت و طاغوت و لات و عزّی … و خداوند لعنت کند ستمکنندگان نسبت به شما و غاصبین حق شما را، و لعنت خدا بر پیروان و تابعان و همکیشان آنان باد، و به درگاه خداوند و به سوی شما خاندان روی آورده از آنان بیزاری میجویم.

۲ـ و در زیارت وارث میخوانیم: (لَعَنَ اللهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُم وَ لَعَنَ اللهُ أَمَّةً ظَلَمَتْکُم وَ لَعَنَ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتّ بِهِ…)

خداوند لعنت کند گروهی که شما را کشتند، و خداوند لعنت کند گروهی که به شما ظلم کردند، و لعنت کند خداوند گروهی که بشنوند به شما ظلم شده و شما را کشتند و به این کارها خشنود و راضی باشند.

۳ـ و در زیارت جامعهی کبیره که از حضرت امام علی النقی؛ نقل شده و از زیارات معتبره است و در تمام کتابهای مهم حدیث و دعا ذکر شده میفرماید:

(مَنْ وَلَاکُمْ فَقَدْ وَالَی اللهَ وَمَنْ عَادکُمْ فَقَدْ عَادَی اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَض اللَّهَ)

کسی که شما را دوست بدارد خدای را دوست داشته و کسی که شما را دشمن بدارد خداوند را دشمن داشته و کسی که به شما اظهار محبت کند به خداوند اظهار محبت کرده و کسی که اظهار کینه و عداوت کند به شما نسبت به خداوند اظهار کینه و عداوت کرده است.

و در همان زیارت میفرماید:

(مُوَالٍ لِأَوْلِیَائِکُمْ مُبْغِضً لَأَ غدَائِکُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ)

دوست دارم دوستان شما را و دشمن دارم دشمنان شما را و دشمن آنها هستم.

همچنین میفرماید:

(بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَی الرَّضْوَانِ وَ عَلَی مَنْ جَحَدَ وَ لَایَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ)

به وسیله شما وارد بهشت میشوند و بر کسی که انکار کند ولایت شما را غضب خداوند رحمان ثابت است.

و نیز می‏فرماید:

(مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ عَصَی اللَّهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَثَدْ أبْغَضَ اللَّهَ)

کسی که شما را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و کسی که نافرمانی شما کند خدا را معصیت کرده و کسی که شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و کسی که شما را به غضب آورد خدا را به غضب آورده است.

۴ـ امّا در زیارت عاشورا که صحّت سند و مشهوربودن آن مانند آفتاب درخشان است و در تمام کتابهای معتبره ذکر شده است، بعد از یک قسمت سلام و تحیّت می‎فرماید: (فَلَعَن اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ). و می‏فرماید: (لَعَنَ اللَّه أُمَّةً قَتَلَتْکُمْ و می‏فرماید: بَرِئْتُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُم وَ أَشْیَا عِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلیَائهِمْ) .

خداوند لعنت کند گروهی را که پایه و اساس ظلم و جور و ستم را نسبت به شما اهل بیت؛ بنا نهادند. و خداوند لعنت کند گروهی که شما را به قتل رسانیدند. من بیزاری و برائت میجویم به سوی خداوند و به سوی شما اهل بیت؛ از آنها و پیروان آنها و از پیروان و دوستان آنها.

و بعد از جملههای متعددی لعن و برائت نسبت به ظالمین و بنیانگزاران ظلم و ستم نسبت به آن خانواده در آخر زیارت نکتهای به کار رفته که بر عارف و عالم و اهل دقت و تدبّر پوشیده نیست.

آن نکته این است که اول می‎‎فرماید: (اللَّهُمَّ الْعَنْ أوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحُمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَی ذَلِکَ… ) ـ تا آخر لعن ـ بعداً میفرماید: (السَّلَام عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّه ـ تا آخر سلام ـ سپس بعد از سلام میفرماید: (اللَّهُمَّ خُصَّ أنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنَّی وَ ابْدَأْ بِهِ أوَّلًا ثُمَّ العَنِ الثَّانِیَ مَ الصَّالِثَ وَ الرَّابِعَ… ) ـ تا آخر لعن ـ که سلام و تحیّت بر حضرت ابا عبدالله الحسین؛ را بین دو لعن صریح و شدید قرار داده و از این دو جملهی لعن قبل از سلام و بعد از سلام معلوم میشود که اهمیت لعن بر دشمنان آل محمدع بیشتر است از سلام و تحیّت بر آنها مخصوصاً در جملهی قبل از: (اللَّهُمَّ العَنِ أَوَّلَ ظَالِمٍ…) میفرماید: (اللَّهُمَّ إِنَّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکِ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی مَوْقِفِی هَذاَ وَ أیَّامِ حَیَاتِی بِالْبَرَاءةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوَالَاةِ لِنَبِیَّکَ وَ آلِ نَبِیِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامَ)

الهی من تقرب میجویم و نزدیک میشوم به سوی تو در این مکانی که هستم و در تمام ایام عمر خود به وسیله بیزاری و لعنت بر آنها و به وسیله محبّت و دوستی بر پیغمبر تو و آل پیغمبرت؛ (وسیله و نردبان قرب و منزلت نزد پروردگار را اول بیزاری و لعنت بر دشمنان این خانواده قرار داده و پلهی دوم آن را محبت و ولایت پیغمبر و آل پیغمبر؛).

برای روشنی دل دوستان آل محمدع و پی بردن به عظمت و ثواب بزرگ لعن بر دشمنان آل محمدع دو حدیث نقل میکنم و این مقدمه را خاتمه میدهم به ذکر این دو حدیث شریف.

حدیث اول: فاضل زاهد و با تقوی آخوند ملا محمّد کاظم هزار جریبی که از شاگردان مرحوم میرزا محمّد باقر بهبهانی است که او را استاد بزرگ و معلّم بشر میخوانند و ملامحمّد خودش از فضلای محدّثین و عرفای محصّلین است در کتاب مجمع الفضایح لأرباب القبایح (= جمع فضیحت و رسوایی صاحبان زشتیها و قبایح) از ابوحمزه ثمالی (قدس سره) نقل میکند که حضرت زین‎العابدین و سید السّاجدین؛ فرمودند کسی که لعنت کند جبت و طاغوت را یک مرتبه خداوند برای او هزار هزار حسنه مینویسد و از او هزار هزار گناه محو میکند و به او هزار هزار درجه و منزلت مرحمت میکند و کسی که صبح یک مرتبه آن دو نفر را لعنت کند همینطور که گفته شد خداوند با او رفتار میکند.

ابوحمزه میگوید بعد از رحلت حضرت زینالعابدین؛ آمدم خدمت حضرت امام محمد باقر؛ عرض کردم: ای مولای من حدیثی شنیدهام از پدر شما فرمودند: بگو حدیث را، و من آن حدیث را برای آن حضرت خواندم، فرمودند: آری ای ثمالی دوست داری که من زیاد کنم برای تو فضیلت و ثواب لعن را، گفتم: بلی ای مولای من. فرمودند: کسی که لعنت کند آنها را یک مرتبه در هر صبح نوشته نمیشود برای او گناهی در آن روز و کسی که هر شبی یک مرتبه لعنت کند آنها را نوشته نمیشود برای او گناهی تا صبح و بعد از حضرت باقر؛ آمدم خدمت حضرت صادق؛ گفتم حدیثی از پدر و جدّ شما؛ شنیدهام فرمودند: بگو: من حدیث را خواندم حضرت فرمودند: حدیث حق است ای اباحمزه سپس فرمودند خداوند بلند میکند برای او هزار هزار درجه بعد فرمودند: البته خداوند رحمت و کرمش وسعت دارد.

حدیث دوم: از کتاب شفاءالصدور فی شرح زیارۀ العاشور تألیف میرزا ابوالفضل تهرانی. [۱۵]

علی ‎بن عاصم کوفی می‎گوید: به محضر امام حسن عسکری؛ واردشدم بعد از مشاهدهی معجزه‎ای برروی افتادم و دست امام؛ را بوسیدم و گفتم: من عاجزم از نصرت و کمک شما به دست خود و عملی ندارم غیر از موالات و محبّت و دوستی شما و بیزاری جستن از دشمنان شما و لعنت بر آنها در اوقات خلوت و تنهایی خود. بفرمائید چگونه خواهد بود حال من؟ حضرت فرمودند: حدیث کرد مرا پدرم از جدّم از رسول خداع که آن حضرت فرمودند: هر کسی ضعف پیدا کند از نصرت ما اهل بیت؛ و در خلوت خود دشمنان ما را لعنت کند، حق تعالی صوت او را به جمیع ملائکه برساند. پس هر زمانی که یکی از شما دشمنان ما را لعنت کند ملائکه آن را بالا می‎برند و لعنت میکنند کسی را که لعنت نمیکند ایشان را، و هر وقت صدای او که لعنت میکند به ملائکه برسد استغفار میکنند و طلب مغفرت مینمایند برای او و میگویند:

(اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی رُوحِ عَبْدِکَ هَذاَ الَّذِی بَذَلَ فِی نُصْرَةِ أَوْلیَائِهِ جُهْدَهُ وَ لَوْ قَدَرَ عَلَی أکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ لَفَعَلَ)

خداوندا درود و رحمت بفرست بر روح این بندهی خود که آن اندازهای که میتوانست یاری کرد اولیاء و ائمهی خود را و اگر بیشتر از این قدرت میداشت انجام میداد.

سپس از طرف پروردگار ندا میرسد: ای ملائکه من اجابت کردم دعای شما را درباره این بنده و شنیدم صدای شما را و درود فرستادم بر روح او و بر ارواح ابرار و خوبها و قرار دادم روح او را با ارواح بندگان برگزیده خود (که خوبان و نیکان هستند) [۱۶].

*                    *                     *

و حمد میکنم خدای بزرگ را حمدی که قادر بر شماره‎ی آن نیست مگر ذات اقدس الهی (لک الحمد حمدا لا یقوی علی إحصائه إلا أنت) که توفیق داد و منّت گذاشت بر این بنده‎ی بیچاره و مسکین و ذلیل و عاصی، اولاً محبت محمّد و آل محمّدع را و ثانیاً برائت و بیزاری از دشمنان آن خانواده را به این عبد ذلیل مرحمت کرد و با این توفیق هر دو کتاب آیات الولایۀ و آیات البرائۀ را نوشتم و آنها را به محضر مقدس چهارده معصوم پاک؛ تقدیم کردم و عرض میکنم: ای سادات و ای موالی من در حال پیری و ضعف و سستی که هفتاد و شش سال از عمرم میگذرد چیزی و عمل خیری ندارم که به آن وسیله قرب به خدا و شما خانواده پیدا کنم مگر همین محبت و ولایت به شما و برائت و بیزاری و لعنت بر دشمنان شما. (وَ جِئْتُ بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفوالی الکیل وَ تَصَدَّقُوا عَلَلَّ) ناچیز (و تصدّق کنید بر من و قبول فرمائید) و سرافراز و مفتخرمکه مرا به عنوان یک ذره کوچک بیمقدار مورد عنایت و لطف خود قرار دهید.

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند   به آسمان رود و کار آفتاب کند

*               *             *

رستگار آمد سگی کو بود از اصحاب کهف    من سگ آل علیام چون نباشم رستگار

یا بقیّۀ الله  و یا حجۀ الله شما را به جان مادر مظلومهات فاطمه؛ این هدیه ناقابل را از من قبول فرمائید.

توضیح و تذکّر به خوانندگان عزیز

آنچه روایات و احادیث شریفه که از تفسیرهای مشخّص و معین نقل کردم تمام آنها با ذکر سلسله‎ی سند از هر امامی نقل شده بود.

حقیر به جهت اختصار و طولانینشدن کتاب سلسلهی سند را نقل نکردم و حدیث را بدون ذکر سلسلهی سند از امام؛ نقل نمودم آنها که طالب سلسله سند هستند به تفسیرها و آدرس‎های آن احادیث مراجعه کنند که در هر حدیث جداگانه ذکر شده است.

۲۲ جمادی الاولی / ۱۴۲۲ قمری

بندهی ذلیل خادم اهل بیت؛

سید باقر محمدی نسب (محمدی قزوینی)



[۱]ـ سوره‏ی نحل، آیه ۴۳؛ سوره‏ی انبیاء، آیه ۷٫

[۲]ـ سوره‏ی بقره، آیه ۱۵۷؛ تفسیر برهان، ۱/۱۶۸، حدیث ۹٫

[۳]ـ سوره‏ی صافات، آیه ۱۳۰؛ مجمع‏البیان، ۸/۴۵۸٫

[۴]ـ تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ۲/۲۲۸؛ نورالثقلین، ۴/۳۳۱ـ۳۳۲، احادیث ۱۰۳ـ۱۰۱؛ آیات الولایه، ۳۲۴ـ۳۲۵٫

[۵]ـ سوره‏ینساء ، آیه ۹۳٫

[۶]ـ سورهی نساء، آیه ۹۳٫

[۷]ـ سوره‏ی اسراء، آیه ۶۰٫

[۸]ـ سوره اسراء، آیه ۶۰٫

[۹]ـ تفسیر عیّاشی، ۲/۲۹۸، حدیث ۹۹؛ تفسیر علی بن ابراهیمخ قمی، ۲/۲۱؛ مجمع‎البیان، ۶/۴۲۴؛ تفسیر برهان، ۲/۴۲۵، حدیث ۷؛ نورالثقلین، ۲/۱۸۰، حدیث ۲۸۳٫

[۱۰]ـ سوره‏ی احزاب، آیه ۵۷؛ تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ۲/۱۹۶؛ تفسیر نورالتقلین، ۴/۳۰۵، حدیث ۲۳۷٫

[۱۱]ـ سوره‎ی احزاب، آیه ۵۷؛ تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ۲/۱۹۶؛ تفسیر نورالثقلین، ۴/۳۰۵، حدیث ۲۳۷٫

[۱۲]ـ شواهد اللتنزیل، ۲/۱۴۰، حدیث ۷۷۶؛ مجمع‎البیان، ۸/۳۷۰؛ تفسیر برهان، ۳/۳۳۶، حدیث ۲؛ نورالثقلین، ۴/۳۰۵، حدیث ۲۳۸٫

[۱۳]ـ شواهد التنزیل، ۲/۱۴۰، حدیث ۷۷۶؛ مجمع‏البیان، ۸/۳۷۰؛ تفسیر برهان، ۳/۳۳۶، حدیث ۲؛ نورالثقلین، ۴/۳۰۵، حدیث ۲۳۸٫

[۱۴]ـ سوره‎ی محمد ۶، آیه‎ی ۲۲ و ۲۳٫

[۱۵]ـ شفاءالصدور فی شرح زیاره العاشور، ۵۵۱٫

[۱۶]ـ این حدیث شریف در کتاب منتهی‎الآمال در حالات امام حسن عسکری ۷ باب مکارم اخلاق و سیرت شریفه آن حضرت آمده است.


نوشته شده در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۲:۰۴ ق.ظ