-جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

-ديده‏ها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديده‏ها. بر پنهانى‏ها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

تلاش هاى نافرجام براى فراموشى حادثه عاشورا

برخى علماء بزرگ اهل تسنّن به شیوه هاى گوناگونى براى این کار متوسّل شده اند که نمونه هائى از این شیوه ها به اشاره در پى مى آید:

۱ ـ شیوه عرفان و تصوّف
شیخ عبدالقادر گیلانى از علماء اهل سنّت و بزرگان صوفیه است که هم اکنون قبر او در بغداد، زیارتگاه است!. او مى گوید:
بعضى به اهل سنّت اشکال کرده اند که چرا روز عاشورا را روزه مى گیرند و چرا این روز را روز شادى و سرور و جشن قرار داده اند؟ مى گویند شما اهل سنّت چرا افراد را به پوشیدن لباس نو و خوردن غذاهائى که مناسب عید است دعوت مى کنید…؟ این کار صحیح نیست; چرا که در این روز، حسین بن على به شهادت رسیده و باید روز مصیبت تمامى مسلمانان باشد.
آن گاه چنین پاسخ مى دهد:
اشکال کننده به اشتباه رفته و اعتقادش قبیح و فاسد است; زیرا خداوند متعال شهادت را براى سبط پیامبر صلى اللّه علیه وآله۱ برگزیده است… و روز عاشورا را نباید روز مصیبت و عزا قرار داد; چرا که عاشق به معشوق رسیده است. از این رو، این روز باید روز سرور و شادى باشد… و اگر بنا باشد روز عاشورا را روز عزا و ماتم قرار دهیم، بهتر آن است که روز دوشنبه را که پیامبر و ابوبکر از دنیا رفته اند روز عزا و ماتم معرفى کنیم.۲

۲ ـ شیوه تقدّس و پرهیزکارى
در شیوه دیگرى با ایجاد تردید درباره قاتل امام حسین علیه السلام به مبارزه برمى خیزند.
غزالى در کتاب احیاء علوم الدین، از راه تقدّس و پرهیزکارى کوشیده تا عزادارى بر سیدالشهداء علیه السلام را کم اهمیت نشان دهد. او مى نویسد:
اولاً: این که قتل سیدالشهداء علیه السلام منسوب به یزید باشد و یزید قاتل حسین بن على باشد ثابت نیست.
دوم: این که قاتل حسین بن على علیهما السلام هر که بوده، شاید قبل از مرگش توبه کرده است. بنابراین، لعن قاتل سیدالشهداء علیه السلام جایز نیست.۳

۳ ـ شیوه تکذیب
ابن تیمیه، مبارزه خود را با این شیوه شروع کرده و مى نویسد:
همانا یزید به کشتن حسین بن على علیهما السلام امر نکرده و همه علماء (که شامل راویان و تاریخ نگاران مى شوند) بر این مطلب اتّفاق نظر دارند. فقط یزید به ابن زیاد نامه اى نوشت که تو از برپائى حکومت حسین رضى اللّه عنه در عراق جلوگیرى کن. آن ها با حسین بن على رضى اللّه عنه به جنگ برخاستند تا او را مظلومانه به شهادت رساندند و چون خبر به یزید رسید، اظهار ناراحتى کرد و گریست. او هرگز خاندان حسین بن على رضى اللّه عنه را به اسارت نبرد; بلکه آن ها را اکرام و احترام کرد تا به شهر و دیارشان برگشتند!۴
ابن تیمیه در ادامه دفاع از یزید و توجیه جنایات او مى نویسد:
بر فرض این که یزید، حسین بن على را به قتل رسانده باشد، او کارهاى خوبى نیز انجام داده است; چرا که (إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ)۵ خوبى ها، بدى ها را از بین مى برند.
بنابراین یزید جرمى مرتکب نشده است!

۴ ـ توجیه شرعى کار یزید
گروهى دیگر از علماء اهل سنّت در راستاى مبارزه و خاموش نمودن چراغ هدایت، قلم را به گونه اى دیگر چرخانده و به قاتل بودن یزید اعتراف مى کنند; امّا به جنایت او، رنگ و لعاب شرعى داده و او را تأیید مى کنند! آن ها مى گویند: حکومت یزید، شرعى بوده و حسین بن على علیهما السلام بر علیه حکومت شرعى الهى قیام کرده و (العیاذ باللّه) قاتلان آن حضرت، به دستور خود پیامبر صلى اللّه علیه وآله عمل کرده اند! به عبارت دیگر به تکلیف شرعى خود عمل نموده اند.

ابن خلدون و ستیزه جوئى با سیدالشهداء علیه السلام
ابن خلدون، مورّخ نامى و مشهور، مقدّمه اى بر کتاب تاریخ خود نوشته که با عنوان مقدّمه ابن خلدون در محافل علمى معروف است. در این مقدّمه فصلى به عنوان به «ولایة العهد» وجود دارد که در آن جا به ولایت عهدى یزید در زمان معاویه مى پردازد.
در این فصل به سیدالشهداء علیه السلام بسیار جسارت نموده و از یزید و معاویه و صحابه اى که همراه با او بوده اند حمایت مى کند.
وى در آن جا مى نویسد:
حسین بن على بیعت را شکست و این در حالى بود که صحابه رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله معتقد بودند که ولایت یزید شرعیت دارد و حکومت او بر حق است و نباید علیه یزید قیام کرد!۶
او با کمال تعصّب چنین وانمود مى کند که گویا سیدالشهداء علیه السلام با یزید بیعت کرده و بعد پیمان خود را شکستند.

دیدگاه ابن عربى مالکى
ابن عربى مالکى۷ یکى دیگر از دانشمندان بزرگ اهل تسنّن است، لکن بسیار با اهل بیت علیهم السلام دشمنى دارد. در دشمنى او همین کافى است که ابن تیمیّه بسیارى از مطالبش را از این شخص و کتابش فرا گرفته است.
او دیدگاه خود را درباره سیدالشهداء علیه السلام چنین اظهار مى کند: حسین کشته نشد مگر به شمشیر جدش!.۸
عالمان دیگر بر کلام ابن عربى نقد کرده اند، به گونه اى که ابن حجر مکّى با همه ضدیتى که با شیعه دارد، درباره کلام ابن عربى مى گوید: از کلام او بدن انسان مى لرزد.۹
ابن حجر مکّى بعد از نقل سخن ابن عربى راجع به امام حسین علیه السلام به توضیح کلام وى مى پردازد و مى گوید:
به عقیده ابن عربى، یزید خلیفه است و در حقانیت و شرعیت یک حکومت و خلافت، بیعت بعضى از اهل حل و عقد (بزرگان) کافى است.
از طرفى حاکمیت یزید با بیعت صورت گرفته است; چرا که عدّه اى از صحابه پیامبر صلى اللّه علیه وآله این بیعت را پذیرفته و انجام داده اند. البته ما در موردى به بیعت اهل حلّ و عقد نیاز داریم که ولایت عهدى یزید توسّط معاویه صورت نگرفته باشد، اما با وجود این، وقتى معاویه، یزید را ولى عهد خود کند، دیگر موافقت یک نفر از اهل حلّ و عقد نیز شرط نیست. حتى اگر همه اهل حلّ و عقد هم مخالفت کنند، این تعیین جانشینى توسط معاویه براى شرعیت و خلافت یزید بن معاویه کافى است.۱۰
وقتى این سخنان، حاکى از مبنایى ثابت در نزد علماء اهل سنّت باشد، پس جانشینى یزید توسط معاویه به تنهایى ملاک حقانیّت و شرعیت حکومت یزید است و هر گونه قیام بر علیه یزید باطل است، هر چند آن کسى که قیام کرده حسین بن على علیهما السلام باشد، حسینى که سیّد جوانان اهل بهشت و فرزند فاطمه است و… . پس او به حق به قتل رسیده و قیام او باطل بوده است!

۵ ـ منتشر نکردن احوالات اهل بیت علیهم السلام
از دیگر روش هاى آنان، منتشر نکردن احوالات اهل بیت علیهم السلام و حذف آن ها از کتب است.
به طور مثال: آنان، کتاب الطبقات الکبرى ابن سعد را چاپ کرده اند، ولى از چاپ احوالات سیدالشهداء علیه السلام و داستان کربلا خوددارى کرده اند; آن گونه که گویى هرگز در کتاب طبقات، چنین مطالبى پیرامون حضرت سیدالشهداء علیه السلام نوشته نشده است!
البتّه یکى از محقّقان، نسخه خطّى آن را به دست آورده و احوالات سیدالشّهداء علیه السلام را در جلدى جداگانه با نام ترجمة الامام الحسین من تاریخ ابن سعد به چاپ رسانیده است.

۶ ـ احادیث ساختگى در دفاع از یزید
عدّه اى دیگر از متعصّبین، براى کم رنگ کردن جنایت هاى انجام شده در کربلا، دست به توجیه و ساختن فضائل براى معاویه و یزید زدند و براى کسب آبروى رفته یزید و پدرش، تلاش هاى نافرجامى انجام دادند و احادیثى در این زمینه جعل کردند; مانند آن که فتح قسطنطنیه را به دست لشگرى از مؤمنان و خوبان که رسول خدا صلى اللّه علیه وآله نوید داده بودند، به یزید نسبت داده و حدیث جعل کردند که پیامبر خدا فرمود: فرمانده آن لشگر یزید است.۱۱
آنان پا را فراتر گذاشته و مى گویند: زیر پرچم یزید و در لشگر او، حسین بن على نیز بوده است.۱۲
آن تندروان، بى حیایى را از حدّ مى گذرانند و حدیث جعل مى کنند که آن گاه که پرنده اى به نام «صرد» بر روى دست پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله نشست، ایشان فرمودند: این نخستین پرنده اى است که روزه گرفت و آن روز، روز عاشورا بود!
حاکم نیشابورى مى گوید: این از احادیثى است که قاتلان حسین علیه السلام جعل کرده اند.۱۳

۱ . به رغم آن که در منابع اهل سنّت، درود بر پیامبر به صورت ناقص آمده، ما آن را کامل آورده ایم و پس از نام اهل بیت نیز عبارت هاى (علیه السلام و…) مى آوریم.
۲ . غنیة الطالبین: ۶۸۴ ـ ۶۸۷; به نقل از نفحات الازهار: ۴ / ۲۴۵٫
۳ . احیاء علوم الدین: ۳ / ۱۲۵ ـ ۱۲۶٫
۴ . منهاج السنه: ۴ / ۴۷۲٫
۵ . سوره هود: آیه ۱۱۴٫
۶ . تاریخ ابن خلدون: ۱ / ۲۱۲٫
۷ . ابن عربى مالکى غیر از ابن عربى صاحب فتوحات مکیه است.
۸ . العواصم من القواصم: ۲۱۴٫
۹ . شرح القصیدة الهمزیه: ۲۷۱٫
۱۰ . شرح القصیدة الهمزیه: ۲۷۱٫
۱۱ . منهاج السنّه: ۴ / ۵۷۱ ـ ۵۷۲٫
۱۲ . تاریخ مدینة دمشق: ۱۴ / ۱۱۱، الوافى بالوفیات: ۱۲ / ۲۶۲٫
۱۳ . عینى در عمدة القارى: ۱۱ / ۱۱۸ و مرحوم مجلسى در بحار الانوار: ۶۱ / ۲۹۱ این مطلب را از حاکم نیشابورى نقل کرده اند. در این میان برخى گمان کرده اند که حاکم نیشابورى در کتاب المستدرک على الصحیحین به این مطلب اشاره کرده است; از این رو مى گویند این مطلب در این کتاب یافت نشده است.
امّا از کلام حاکم نیشابورى در بخش شهادت امام حسین علیه السلام که مى گوید: «وقد ذکرت هذه الاخبار بشرحها فی کتاب مقتل الحسین علیه السلام وفیه کفایة لمن سمعه ووعاه» (المستدرک على الصحیحین: ۳ / ۱۷۷) استفاده مى شود که وى کتابى به عنوان مقتل الحسین تألیف نموده و مطلب مزبور را در آن کتاب آورده است که متأسّفانه این کتاب نیز به دست ما نرسیده است.

 

- برگرفته از کتاب ناگفته هایی از حقایق عاشورا


نوشته شده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ساعت ۵:۱۱ ب.ظ