-فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ــ فى عَلِىٍّ يَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

-پس آن‏گاه خداوند چنين وحى‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده‏اى و او تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

چهره دشمنان اهل بیت در سخنان امام حسین

حضرت سیّدالشهداء علیه السلام در روز عاشورا در ضمن سخنانى، دشمنان اهل بیت علیهم السلام را این گونه توصیف نمودند و فرمودند:
فإنّما أنتم من طواغیت الأمّة وشذّاذ الأحزاب ونبذة الکتاب، ونفثة الشیطان، وعُصبة الآثام، ومحرّفی الکتاب، ومطفئی السنن، وقتلة أولاد الأنبیاء ومبیری عترة الأوصیاء… وأنتم ابن حرب وأشیاعه تعتمدون وإیّانا تخاذلون;۱
همانا شما در زمره سرکشان امت، پشت کنندگان به قرآن، هم دم هاى شیطان، گروهى معصیت کار، تحریف کنندگان قرآن، از بین برنده سنّت ها، قاتلان فرزندان انبیا و… هستید. شما فرزندان ابن حرب و پیروان (معاویه) هستید و هدف شما فقط از بین بردن ماست.
این سخنان بر چه کسى منطبق است؟ این کلمات حتّى بر یک شیعى که در پایین ترین درجه تشیّع و در بالاترین درجه فسق و گناه باشد، صدق نمى کند.
آن حضرت در ادامه از آنان مى پرسد که به چه دلیل قصد جان مرا کرده اید؟
در پاسخ گفتند: ما تو را به جهت دشمنى با پدرت مى کشیم.۲
امام حسین علیه السلام در جایى دیگر با صدایى بلند خطاب به سپاه دشمن کرده، مى فرماید:
یا شیعة آل سفیان! إن لم یکن لکم دین وکنتم لا تخافون المعاد، فکونوا أحراراً فی دنیاکم هذه;۳
اى پیروان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمى ترسید، پس در دنیا آزاد باشید.
آرى، اساساً دشمنان و قاتلان سیّدالشهداء علیه السلام از پیروان خاندان ابوسفیان بودند، نه شیعیانى چون اهل فسق و فجور هستند، در زمره پیروان آل ابى سفیان محسوب شوند.
بنابراین، همان گونه که پیش تر گفتیم، با توجه به این که بزرگان کوفه از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام یا در زندان بودند، یا به شهادت رسیده و یا فرار کرده بودند ـ چه قبل از ابن زیاد و چه پس از روى کار آمدن او ـ با این حال، آیا مى شود شیعه به هر معنایى، مرتکب جنایاتى چون آتش زدن خیمه زنان و کودکان بى پناه و… بشود؟
تمام این جنایت ها در مدارک معتبر سنّى وجود دارد. ابن اثیر جزرى مى نویسد:
در نبرد با حسین علیه السلام، عمر سعد به لشکریان دستور داد تا خیمه ها را آتش بزنند و حسین علیه السلام او را از این کار منع کرد; ولى آنان خیمه ها را به آتش کشیدند.
وى در ادامه مى نویسد:
وخرجت امرأة الکلبی تمشی إلى زوجها فجلستْ عند رأسه تمسح التراب عن وجهه وتقول: هنیئاً لک الجنّة. فأمر شمر غلاماً اسمه رستم فضرب رأسها بالعمود فشدخه فماتت مکانها;۴
زنى از قبیله کلبى به سمت جنازه شوهرِ شهیدش رفت و در کنار سر او نشست و خاک را از روى او پاک کرد و گفت: بهشت بر تو گوارا باشد.
در این هنگام شمر به غلامش که رستم نام داشت، دستور داد آن زن را بزند. ضربه اى به سر آن بانوى ستم دیده و داغ دیده وارد کرد که در دم جان داد.
بلاذرى در این زمینه مى نویسد:
بعد از آتش زدن خیمه ها، زن ها فریاد کشیدند و صداى شیون آن ها بلند شد و از خیمه ها خارج شدند.۵
در منبع معتبر دیگرى آمده است:
وجاء سهم فأصاب ابناً للحسین وهو فی حجره;۶
کودکى در لحظات آخر عُمْر سیّدالشهداء علیه السلام در دامنش نشست که آن کودک را نیز بى رحمانه به قتل رساندند.
پستى به جایى مى رسد که وقتى آن مرد خبیث گوشواره فاطمه دختر سیّدالشهداء علیه السلام را با گریه از گوش او مى کشید، فاطمه به او گفت:
لِمَ تبکی؟
چرا گریه مى کنى؟ رهایم کن!
آن خبیث در جواب گفت:
أخاف أن یأخذه غیری;
اگر من این کار را نکنم، فرد دیگرى گوشواره را مى برد.۷
آیا شیعه هر قدر فاسق باشد، مى تواند از این قبیل کارها انجام دهد؟

پی نوشت:
۱ . بحار الأنوار: ۴۵ / ۸ ; ترجمة الامام الحسین علیه السلام ابن عساکر: ۳۱۸; تاریخ مدینة دمشق: ۱۴ / ۲۱۸ با اندکى اختلاف.
۲ . نور العین فى مشهد الحسین علیه السلام: ۴۷٫
۳ . الفتوح: ۵ / ۱۱۷; تاریخ الطبری: ۴ / ۳۴۴; الکامل فی التاریخ: ۴ / ۷۶; البدایة والنهایه: ۸ / ۲۰۳٫
۴ . الکامل فى التاریخ: ۴ / ۶۹ ـ ۷۰; تاریخ الطبری: ۴ / ۳۳۳ ـ ۳۳۴; مقتل الحسین علیه السلام (ابومخنف): ۱۴۱٫
۵ . أنساب الاشراف: ۳ / ۱۹۴، شماره ۳۶٫ هم چنین ر.ک: الکامل فی التاریخ: ۴ / ۶۹; تاریخ الطبری: ۴ / ۳۳۴٫
۶ . المنتظم: ۵ / ۳۴۰٫
۷ . سیر أعلام النبلاء: ۳ / ۳۰۳; ترجمة الامام الحسین علیه السلام من طبقات ابن سعد: ۷۸٫


نوشته شده در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۹۲ - ساعت ۶:۴۳ ب.ظ