-وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِيّاىَ وَ إِقْبالى عَلَيْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ يَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذينَ يَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ) الآيَةُ. وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلينَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّيْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

-و نيز از آن روى كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] ناميده‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيه‏اى فرو فرستاده: «از آنانند كسانى كه پيامبر خدا را مى‏آزارند و مى‏گويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر عليه آنان كه گمان مى‏كنند او تنها سخن مى‏شنود ـ ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلى ‏الله عليه و آله و سلم) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مى‏كند و راستگو مى‏انگارد.» و اگر مى‏خواستم نام گويندگان چنين سخنى را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايى كنند] مى‏توانستم، ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم.

هر چه خدا خواست همان مى شود

مرحوم صدر الحکماء شیرازى که پزشک متدین و شریفى بود، در جوانى در جهرم طبابت مى کرد، روزى شخصى را که زیر بغلش را گرفته بودند از روستایى براى معالجه نزد وى آوردند، مى گوید: دیدم مرض او یکى دو تا نیست و غیر قابل علاج است ، خلاصه مردنى است گفتم : دوائى به او نمى دهم ، همراهیان او از دست من ناراحت شدند، حتى به من زخم زبان زدند و گفتند: معلوم مى شود که تو چیزى از طبابت نمى دانى .
من هم ناراحت شدم و از روى تمسخر گفتم : ببرید یونجه به او بدهید، خواستم با این حرف به آنها طعنه بزنم مدتى گذشت ، روزى دیدم همان مریض با پرستارش آمدند و یک گوسفند و مقدارى زیادى روغن و کشک آوردند و از من عذر خواهى نمودند و گفتند: شما که چنین دوایى را مى دانستید، چرا از اول نگفتید، چون همان یونجه خوبش کرد.
بنابر این همه چیز دست خداوند است ، گاهى آنچه سبب نیست خداوند سببیت به او مى دهد و گاهى هم سببیت را از سبب مى گیرد.
در سبب سازیش سرگردان شدم             وز سبب سوزیش هم حیران شدم


نوشته شده در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۹۲ - ساعت ۷:۳۷ ب.ظ