-اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلى‏ كُلِّ حالٍ).

-نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

به این علت باید به احیای فاطمیه بپردازیم

تا به حال پیش خود فکر کرده ایم که آنقدر تشتّت و از هم گسستگی جامعه اسلامی برای چیست؟ تقسیم شدن مسلمانان به دو گروه برای چیست؟ چرا در جوامع اسلامی وحدت و یکدلی بین مسلمانان بسیار کمرنگ است و چرا به شعائر الهی بسیار کم توجهّی می شود؟ دراین نوشته شما را دعوت به خواندن مطالبی می کنیم که راه حل هایی برای مشکلات فوق است.

ما اکنون در شرایطی قرار گرفته ایم که اصول اعتقادی ما-به ویژه اصل امامت که پیوند دهنده ی دیگر اصل های اعتقادی ما به یکدیگر است- از طرف دشمنان خدا و از راه های گوناگون مورد هجوم قرار گرفته و با القاء شبهات و تشکیکات فراوان، در ذهن بسیاری از افراد ناآگاه تزلزل ایجاد می کنند.بر تک تک ما واجب عینی است که عقاید خود را تحکیم ببخشیم و به سوی انحرافاتی که در جوامع اسلامی است کشیده نشویم. «احیای فرهنگ فاطمّیه» و گسترش آن در بین جوامع اسلامی می تواند بسیاری از ناآگاهان بی تعصب و بی غرض را بیدار کرده و از این نکبتی که گرفتار آن هستند نجات بخشد.

تحقیق و جست و جو برای بازشناسی مسیر هدایت و جدا کردن آن از راه ضلالت و گمراهی، پس از رحلت پیامبر صلوات الله علیه و آله از واجبات مسلّم عقلی است.نباید در ذهن این توهّم پیش آید که چرا حوادث غم انگیز تاریخ اسلام را پیش بکشیم و بین مسلمانان تفرقه ایجاد کنیم؛ زیرا آن وقایع ناگوار با عقاید دینی نسل امروز ارتباط دارد و بسیاری از مسلمانان عقاید مذهبی خود را بر اساس آن اتفاقات بدست آورده اند.دو گروه پس از آن بوجود آمدند یکی گروه حق و پیرو اهل بیت علیهم السلام و دیگری گروه باطل و پیرو مکتب خلفا. البته متاسفانه چهره ی باطل از همان تاریخ تا به حال با نقاب های مقدسانه ای حق جلوه داده شده است که بر هر مسلمانی واجب است که این دو را از هم تشخیص دهد.در این بین یک محوری باید باشد تا دو گروه متضاد که هر دو خود را حق می پندارند خود را با آن محور تطبیق داده تا حقانیت خود را به اثبات رسانند.این محور وحدت همان« تبعیّت از سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها» است که واضح ترین دلیل و روشن ترین گواه برای حق جویان و هدایت طلبان است.هر انسان حق جو و دین طلبی باید اندیشه کند حداقل در دو حدیث با اسناد معتبر شیعی و سنی، از پیامبر صلوات الله علیه و آله تا بتواند با تعمق در معنای آن راه حق را از باطل جدا کند.

یک. حدیث ثقلین

رسول خدا فرمودند:« من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها باقی می گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت من است.تا زمانی که به هر دوی آن ها با هم چنگ زنید؛ هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد.واین دو هیچ گاه از همدیگر جدایی پذیر نخواهند بود تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»
این تصریح رسول خدا که بسیاری از علمای سنی و شیعه آن را نقل کرده اند بیانگر عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها و لزوم پیروی از ایشان به عنوان اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه و آله است.

دو. حدیث حرمت ایذا(اذیت و آزار) فاطمه سلام الله علیها

این حدیث در بسیاری از کتب اهل سنت و شیعه نقل شده است که در آن رسول خدا صلوات الله علیه و آله با الفاظ گوناگونی هشدار داده اند که:

فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.

و حتی پیامبر تاکید کرده اند که خشم فاطمه سلام الله علیها غضب الهی را در پی دارد.چنان که می فرماید:

همانا خدای متعال به غضب فاطمه، غضب می کند؛ و به خشنودی او، خشنود می شود.

با توجه به حدیث متواتر فوق نتیجه می گیریم که هر کس یا کسانی که فاطمه سلام الله علیها را بیازارند مستوجب غضب الهی هستند که قطعاً پیروی از آن ها جز انحراف از حق و بدبختی چیزی به دنبال ندارد.

غضب حضرت فاطمه ی زهرا بر ابوبکر و عمر خط بطلانی بر مکتب خلفا و پیروان آن ها

بعد از رحلت حضرت رسول(صلوات الله علیه و آله) حوادثی از قبیل کودتای سقیفه، حمله به خانه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها، بیعت گرفتن اجباری از حضرت امیرالمومنین(علیه سلام)، غصب اموال حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و … اتفاق افتاد که نارضایتی حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) را از بانیان اصلی آن( ابوبکر و عمر) را داشت.حضرت فاطمه سلام الله علیها بدین وسیله ضمن اعلانِ غاصبانه بودن حکومت خلفا، بنیان های فکری مکتب آن ها را نیز ویران ساخت و آن را از اساس باطل اعلام نمود.چنانچه بخاری در کتاب خود- که به پندار اهل سنت از معتبرترین منابع حدیثی محسوب می شود- تصریح می کند:

فاطمه دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم گرفت و با او قطع رابطه نمود. این قهر وی با ابوبکر، پیوسته استمرار یافت تا از دنیا رفت. (صحیح بخاری/حدیث شماره ۲۸۶۲)

از این قبیل احادیث که مفهوم همگی آن ها غضب نمودن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از ابوبکر و عمر را می رساند در کتب حدیثی اهل سنت به وفور یافت می شود.اگر بار دیگر در دلالت احادیث مربوط به «حرمت ایذای فاطمه سلام الله علیها» و هشدارهای رسول خدا صلوات الله علیه درباره ی آن دقت کنیم به روشنی می توانیم بگوییم که:

آن افرادی که هر یک به طریقی موجب آزار و اذّیت روحی و جسمی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را فراهم آورده و ایشان را از خود خشمگین و غضبناک ساختند، در دنیا و آخرت ملعون به لعنتِ خداوند بوده و در روز قیامت، محکوم به عذابی خوار کننده می باشند. در نتیجه مکتب و حکومت آن ها ضد الهی بوده و هر مکتبی که از استمرار حکومت آن ها نشأت گرفته و شکل گیرد، مکتبی باطل و گمراه کننده است.پس به طور کلی می توان گفت که:

علّت احیای فاطمّیه تمیز حق از باطل در دوره ی کنونی که عده ای ناآگاهانه از مکتبی باطل پیروی می کنند، می باشد.

 

 


نوشته شده در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ - ساعت ۸:۲۵ ب.ظ