-بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضينَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ. كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

-اوست آفريننده آسمان‏ها و گستراننده زمين‏ها و حكمران آن‏ها. دور و منزه از خصايص آفريده‏هاست و در منزه‏بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى‏بخش آفريده‏ها و نعمت ده ايجاد شده‏هاست. به يك نيم نگاه ديده‏ها را ببيند و ديده‏ها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمت‏اش جهان‏شمول است و عطايش منّت‏گذار.

دو حکایت از مرحوم حاج آقا محمدی نسب، دکتر محمدرضا بندرچی

دو حکایت از مرحوم حاج آقا محمدی نسب

با مجلس خطیب توانا و سخنور دانا مرحوم غفران پناه ، حاج آقا سیدباقر محمدی نسب (قدس سره القدوسی) حدود سه سال قبل از فوتش آشنا شدم و افسوس خوردم چرا قبلا از مجلس روضه های شب جمعه و ایام فاطمیه و رمضان المبارک وی مطلع نشدم ولی به هر حال مجالس مزبور از معدود محفل های مذهبی شهر بود که حال و هوایی سنتی ودور از تجددگرایی داشت و منبرهایش هم با اخلاص و با استفاده و علیرغم آن که نه سخنور مجلس جوان بود و نه سخنان جوان پسندانه می زد ، بیشتر مستمعین را قشر جوان و میانسال تشکیل می داد.

تازه به محفل وی انس گرفته بودم که بیماری های سخت و جانکاه عارض وی شد و رفته رفته از طراوت و شادابی ظاهری اش می کاست تا این که خرقه تهی ساخت و به دیدار رب جلیل شتافت.

پس از فوت ایشان ، شبی در عالم رویا دیدم که در حسینیه و بر روی صندلی که معمولا پشت میز کار قرار داشت با پیراهنی سفید آخوندی نشسته است و در سنی حدود ۵۰-۶۰ سالگی ، تا وارد شدم برخاست و مصافحه کرد . من از این که دیدم سید سرحال شده خوشحال شدم و گفتم : حاج آقا ! آن شب (که مرحوم بر ویلچر بود و حال زاری داشت) ما خیلی نگران شدیم. خوشحالم که سرحال هستید. ایشان فرمود: بله خیلی حالم خوب است فقط مختصری کسالت دارم و آن گاه از رویا برخاستم . قبل از تشییع ایشان هم برای درک حال برزخی وی تفالی به کلام الله مجید زدم که آیه شریفه ۱۰۰ سوره توبه ( والسابقون الاولوه … برآمد.)

فضیلت گریه بر امام حسین (ع)

شب جمعه ۲۶/۹/۸۹ برابر شب شهادت حضرت امام سجاد (ع) . ایشان فرمودند: در ایام قدیم در حسینیه آقاسید ابوتراب ، علمایی همچون آقایان سامت و مفیدی شرکت می کردند و عمامه ها را بر زمین گذاشته و گریه می کردند و صدای گریه های مرحوم آقا سیدتراب خیلی شدید بود و من همیشه مایل بودم بدانم این همه شور و گریه برای امام حسین (ع) چه پاداشی دارد. بعد از فوت وی شبی در عالم رویا دیدم که در منزلمان هستیم و مجلس روضه است و علمایی مثل مرحومان سیدعباس ابوترابی ، آقا سید جلیل زرآبادی و غیره همه حاضرند . از وی پرسیدم : در آن نشئه چه وصفی دارید ؟ وی ابتدا پاسخی نداد اما چون اصرار ما را دید تسبیحی از جیبش در آورد و استخاره کرد و چون خوب آمد فرمود : در آن دنیا همه چیز برای امام حسین است. من گریه ام گرفت و اشک هایم روی پیراهن چکید . آقا سید ابوتراب گفت : آقا نگذارید این اشک ها روی زمین بریزد !

این اشک ها در آن جا خیلی ارزش دارد!

کرامتی از حضرت معصومه(س)

۷/۷/۹۰ مصادف با شب ولادت آن حضرت : در ایام طلبگی در قم از نظر مادی خیلی مشکل داشتم و حتی برای ۲ ریال هم معطل بودم . در همان هنگام تعدادی از تجار محترم قزوین به عنوان میهمان به منزل ما آمدند و من که اسباب پذیرایی نداشتم به حرم حضرت معصومه مشرف شدم و عرض حاجت کردم. در موقع برگشت از حرم شخصی جلو آمد و گفت : آقای بروجردی این صد تومان را برای شما فرستاده اند . من هم با گرفتن پول مشکل مهمانی ام حل شد و به بهترین وجه پذیرایی کردم.

(دکتر محمدرضا بندرچی)


نوشته شده در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۵۶ ب.ظ