-اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

-ستايش خداى راسزاست كه در يگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهايى‏اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏كه مكان گيرد و جابه ‏جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

حضرت آیت الله العظمی صافی: شناخت امیرالمؤمنین علی (ع)محور شناخت دین و اهل بیت است

اعضای ستاد برگزاری همایش حکومت علوی  با حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دیدار کردند.
به گزارش شفقنا در ابتدای این دیدار که در آستانه فرارسیدن ماه رحمت و مغفرت الهی رمضان المبارک برگزار شد، مسئول این ستاد، گزارشی از فعالیت ها و برنامه های این همایش سراسری ارائه داد.
مرجع تقلید شیعیان نیز ضمن تشکّر و قدردانی از شرکت کنندگان در جلسه گفت: حقیر از شما عزیزان که برای احیاء امر امیرالمؤمنین علی علیه السلام اهتمام دارید، تشکر می کنم. البته باید دانست که اگر تمام بشریت غیر از وجود مقدس حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم بخواهند با همکاری و همراهی هم حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را معرّفی کنند، این امکان و قابلیت نیست:
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست * که تر کنند سرانگشت و صفحه بشمارند

وی با اشاره به اهمیت معرفت حضرت علی علیه السلام بیان کرد: شناختن امیرالمؤمنین علیه السلام در عقاید اسلامی از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر آن حضرت را شناختیم، همه را شناخته ایم و حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را شناخته ایم و اگر در شناخت حضرت مهدی علیه السلام مشکل داریم، به خاطر این است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نشناخته ایم. معرفت امیرالمؤمنین علیه السلام از این جهت که محور معرفت دین و ائمه علیهم السلام است بسیار مهم می باشد.

حضرت آیت الله صافی در ادامه سخنان خود، با بی نظیر خواندن نهج البلاغة در بیان معارف والای اسلامی افزود: یکی از معجزات و فضائل مهم امیرالمؤمنین علی علیه السلام کلماتی است که از آن حضرت صادر شده است. شما نهج البلاغة را ببینید؛ پر است از معارف و علوم مختلف اسلامی. همین است که ابن ابی الحدید اعتراف می کند که غیر از امیرالمؤمنین علیه السلام کسی اینها را نمی‌دانست و نمی‌توانست بگوید؛ البته مقام حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم جداست، مطالب ایشان، مطالب نبوی بود.
وی ولایت الهی امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به عنوان جانشین پیامبر و از زمان رحلت آن حضرت دانست و افزود: تمام مواضع علی علیه السلام بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باید حقایق آن بیان شود. خیال نکنیم کسی دیگر در ولایت و وصایت برای پیامبر شریک امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود. نه، این طور نیست. شما هم اگر می خواهید با این عنوان، این همایش را برگزار کنید، متوجه باشید و بگویید که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام همیشه بود اگر چه به ظاهر دیگران آمدند و قصد کردند؛ ولی اصل وصایت رسول گرامی اسلام از آن امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود و کسی را نمی توان هم ردیف و در کنار او قرار داد و گفت سهمی از آن داشتند. نه، فقط این جانشینی ویژه علی علیه السلام بود و این طور نیست که بگوییم تا مدتی دیگران بودند و بعد ایشان آمدند؛ بلکه همه امامت علی علیه السلام بود. نمی شود امامت را از خلافت جدا دانست. اصلاً نباید خلافت را منهای امامت دانست. امام مؤمنین از ابتدا تا آخر همان خلیفه به حق بود و خلیفه و جانشین رسول الله صلی الله علیه و آله همان امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود.
این مرجع تقلید شیعیان در ادامه این دیدار ضمن اشاراتی به اعتراف غیر مسلمانان به مقام والای امیرالمؤمنین علی علیه السلام اظهار داشت: راجع به مقام امیرالمؤمنین و فضائل آن حضرت، همه گفته اند؛ چه مسلمان و چه کافر. مثلاً جبران خلیل جبران دانشمند مسیحی می گوید «فی عَقیدَتی انَّ عَلی بْنَ ابی طالِبٍ اوَّلُ عَرَبِی جاوَرَ الرّوحَ الْکلِّیةَ وَ سامَرَها؛ به عقیده من علی بن ابیطالب اول شخصی است از عنصر عرب که همیشه در کنار روح کلی عالم است.»
یا جرج جرداق که یک مسیحی ولی اهل انصاف است. وقتی نامه ای را با کتاب «الإمام علی صوت العدالة الإنسانیة» خودش برای استاد ما حضرت آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه فرستاد و در آن نوشته بود که من در زندگی امام علی علیه السلام مطالعات زیادی داشتم که حتی شیعیان هم به آن مقامات علی علیه السلام نرسیدند و بسیاری از خاورشناسان هم نخواستند اعتراف کنند که یک چنین شخصیتی در شرق و عالم اسلام وجود دارد اما چون من یک مسیحی هستم آنها را بیان می کنم و مرا نمی توانند رمی به تعصّب کنند.
وی ادامه داد: ایشان در ادامه آن نامه نوشته بود که «انی انصفت الامام بعض الانصاف». آقا نامه را به بنده دادند تا مطالعه کنم و بعد وقتی کتاب هم به دست ایشان رسید امر به مطالعه آن کردند و حقیر هم برای اینکه ایشان می خواستند اظهار رأی بکنند و جواب بدهند همه را از اول تا آخر دقیق مطالعه کردم و اشکالاتی که بود را نوشتم و خدمت ایشان دادم. این دانشمند بزرگ در این کتاب در‌باره‌ی عهد‌نامه‌ی مالک اشتر و تفاوت آن با اعلامیه‌ی حقوق بشر مطالب بسیار جالبی دارد که چقدر از عهدنامه تمجید و تعریف کرده‌اند و لازم است آقایان مطالعه نمایند.
وی در پایان این دیدار ضمن قدردانی مجدّد از برگزار کنندگان این همایش، برای آنها از خداوند متعال توفیق خدمت به ترویج مقامات و فضایل حضرت علی علیه السلام مسألت نمود.

انتهای پیام


نوشته شده در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۳ - ساعت ۵:۲۸ ب.ظ