-وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْكافِى الْكَريمُ.

-و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مى‏دهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏دهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستى‏اش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن‏چه (درباره‏ى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفه‏ى رسالتش را انجام نداده‏ام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

گوشه ای از شخصیت والای شیخ انصاری رضوان الله علیه

نوشته اند: مرحوم شیخ انصاری مدتی در دزفول به امور شرعی مردم رسیدگی می کرد. روزی دو نفر طرف دعوا به محضر او حاضر شده و هر یک ادعای خویش بیان داشته از آن مرحوم درخواست رسیدگی و صدور حکم کردند. شیخ فرمود: امشب بروید و فردا برای نتیجه مراجعه کنید. شب یکی از شخصیتهای شهر به شیخ پیغام داد. چون یکی از طرفین دعوا از اقوام من است و با من نسبت فامیلی دارد، استدعایم از شما این است در صدور حکم از او جانب داری کنید. شیخ شبانه از دزفول خارج شد و گفت: در شهری که متنفذین در احکام شرعی مداخله کنند، توقف جایز نیست و نیز آورده اند که وقتی به وی گفتند طلبه ای دزدی کرده گفت: نگویید طلبه ای دزدی کرده، بگویید دزدی در لباس طلبگی اقدام به دزدی کرده است!!


نوشته شده در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ - ساعت ۱:۴۵ ب.ظ